مغالطه گری و ادعای بی دلیل در تحلیل ها

مغالطه گری و ادعای بی دلیل که ناشی از احساسات یا حدس هستند از مشکل های اساسی تحلیل های سیاسی است. این گزاره باید خیلی مهم است زیرا اگر به آن توجه نشود و انسان بصیرت کافی نداشته باشد در طوفان عظیم تحلیل های سیاسی سایت ها و رسانه غرق شده و حق را از باطل نمی تواند تشخیص دهد. راه حل این سئله فکر در صحت هر یک از گزاره های مطرح شده است از طرف تحلیل گر است و نباید شتاب زده گی کرد. مطلب زیر تحلیلی است از سایت الف که متاسفانه اشکالات زیادی دارد.

 

تاکتیک دولت برای انتخابات پیش رو

بخش داخلی الف، 18 خرداد 92

در حمایت تخریبی به جای کمک به کاندیدای مورد نظر، تاکتیک ضربه زدن به گزینه هایی انتخاباتی که همزمان بیشترین فاصله را با محمود احمدی نژاد دارند و احتمال رای آوری آنها نیز طبق نظرسنجی ها بالا می باشد، سرلوحه کار قرار می گیرد.

 کمتر از یک هفته به انتخابات مانده است. در  این بین نوع نگاه دولت به انتخابات و کاندیداها تا حدی مبهم به نظر می رسد. بدون شک کاندیدای اصلی دولت اسفندیار رحیم مشایی بود که با ردصلاحیت، دست دولت از کاندیدایی که تصور می کرد حداکثری باشد، کوتاه شد. اما در بین افرادی که در حال حاضر در صحنه رقابت حضور دارند، هستند کسانی که با افکاری شبیه شیوه و روش احمدی نژاد معتقد به حکومت داری هستند. سعید جلیلی فردی است که به نظر می رسد در بین کاندیداهای موجود بیشترین قرابت را با محمود احمدی نژاد داشته باشد. در این مطلب تلاش شده است تا از دو منظر نظری و اجرایی به تشابهات این دو اشاره گردد و در نهایت نوع تاکتیک احتمالی دولت برای حمایت از جلیلی مورد بررسی قرار گیرد.

هنوز ثابت نکرده است که که جلیلی کاندیدای دولت است، به بررسی چگونگی حمایت دولت از او می پردازد. این کلکی است روانی برای مخاطب.

عرصه گفتمانی
به لحاظ گفتمانی، سعید جلیلی با محمود احمدی نژاد اشتراکات فراوانی دارد. اتاق فکر سعید جلیلی در این انتخابات تا حدودی همان افراد محمود احمدی نژاد در سال 4831 هستند. مبدأ مشابه فکری باعث شده این تصور پیش بیاید که جلیلی از همان ادبیات و تاکتیک های دولت که منجر به پیروزی در هشت سال پیش شد، بهره می گیرد.

با این گفتار باید الف یک دور مقاله بنویسد که آیا احمدی نژاد 84 با 92 یکی است؟ همانطور که می دانیم افرادی که از احمدی نژاد 84 حمایت می کنند از ورژن 92 آن اصلا خوششان نمی آید. اشکالی بر آنها نیست بلکه نشان می دهد که مثل بعضی ها شخصیت پذیر نیستند. بلکه حمایت هایشان پشتوانه ی فکری دارد. پس تشابه جلیلی به احمدی نژاد 84 است نه 92.

اگر کاندیداهای موجود را بر اساس دیدگاه و نظرشان نسبت به شرایط امروز جامعه تقسیم بندی نمائیم، سعید جلیلی ضمن رضایت نسبی از وضع موجود، خواهان شدت گرفتن و ادامه کار بر همین مبنا و مسیر می باشد.

خوب به نظرتان این مطابق سخن امام خامنه ای نیست که بیان کردند نقاط قوت رئیس جمهور قبلی و نقاط منفی او؟


در عرصه اقتصادی، جلیلی هم بدون مشخص نمودن تئوری ها، راهبردها و برنامه های اقتصادی خود، تنها به یک سری کلیات اشاره می نماید. از نکاتی که در طول این دو یا سه هفته ای که جلیلی به ارائه دیدگاه های خود در عرصه های مختلف پرداخته می توان به اشتراکات گفتمانی هر دو نفر به وضوح دست یافت. یکی از ویژگی های هر دو حمله به سیستم بانکی می باشد.

بیشتر تحقیق کنید به جزئیات نیز وارد شده است ولی اگر منظورتان این است وعده های دهن پر کن بدهد نه! ولی خیلی از راه حل های سعید با نامزد های دیگر یکی است و علاوه بر آن پشتوانه فکری اقتصادی او اقتصاد مقاومتی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تمدن اسلامی و اصل 44 است. یعنی یک اشکال بنیادین بر اقتصاد کشور دارد اینکه ریشه و مبانی اقتصادی کشور بر مبنای لیببرالی است و باید بر مبنای اسلام باز نویسی شود و شاید بخاطر همین که بر وعده هایی که بر مبنای لیبرالی است تکیه نمی کند. نمی گویم که نامزد های دیگر تفکر لیبرالی دارند بلکه در این مدل اسلامی قوی ظاهر نشده اند.

حمله به سیستم بانکی و نارضایتی از نحوه عملکرد سیستم بانکی از سوی احمدی نژاد مطرح شد، به طوری که از وی چهره ای بانک ستیز ارایه شد ولی در دوران ریاست جمهوری وی موسسات مالی و بانکهای غیر دولتی تا حدی توسعه پیدا کردند که باعث وحشت کارشناسان اقتصادی شد، سعید جلیلی نیز با پیش کشیدن بحث معوقات بانکی که در اختیار افرادی معدودی است، به نوعی همان گفتمان را تداعی می کند. تکرار گفتمانی که هشت سال پیش آغاز شد، نشان دهنده این است که نوع نگاه و ورود دولت به این موضوعات در صورت پیروزی تداوم خواهد یافت.
این نخود هر آش اقتصادی است و خیلی اینها را مطرح می کنند و حرف خیلی درستی است. این شباهت به گفتمان انقلاب اسلامی نه خاصا به احمدی نژاد.
زیر سوال بردن عملکرد دولت های گذشته از دیگر مشترکات این دو می باشد. ایجاد فضای دو قطبی و سیاه- سفید سر لوحه کار این افراد  قرار دارد. معاون جلیلی تا به حال، چندین نوبت با اتخاذ موضع گیری های علنی به حمایت از سیاست های دولت فعلی و تخطئه دولت های قبلی پرداخته است. باقری در همایش انتخاباتی دانشگاه تربیت مدرس در ستایش از دولت فعلی می گوید: « این دولت جریان کشور را به مسیر اصلی انقلاب بازگردانده است و ارزشهای انقلاب احیا شد. البته در یکی دو سه سال یکسری حاشیه هایی برای دولت ایجاد شد و در این فضا نیز عده ای سعی کردند بار دیگر رجعتی که بعد از جنگ داشتیم صورت بگیرد.»

خوب حضرت آقا نیز به همین عقیده اند.
جلیلی ضمن معتقد بودن به شیوه سفرهای استانی درباره دلیل این سفرها چنین می گوید:«در سفرهای استانی گامهای موثر و خوبی برداشته شد اما این گامها برای کوتاه مدت خوب است و باید سفرهای وزراتخانه ای نیز انجام شود. هر وزارتخانه باید بر روی مسائل مربوط به خود تمرکز داشته باشد و در آن بخش جلو رانت خواری را بگیرد و به مشکلات مردم رسیدگی کند.»
خوب حضرت آقا نیز به همین عقیده اند.
نوع ادبیات استفاده شده این افراد در عرصه سیاست خارجی نیز به هم نزدیک است. به عنوان مثال، جلیلی و احمدی نژاد هر دو به اتخاذ شیوه یکسانی برای پیشبرد سیاست هسته ای اعتقاد دارند.  
اینها همان نقاط قوت است که بعضی آنها را ندارند.

در موضوع هسته ای، تاکید بر تعامل بیش از حد و جلب رضایت کشورهای غربی در دوران گذشته که باعث حذف صورت مساله و برچیدن موضوع شد در دوره بعد به تاکید بر تقابل و عدم انعطاف پذیری منجر شد. نکته مهم این است که دست یابی به انرژی هسته ای باید با کمترین هزینه برای کشور  همراه باشد ولی اگر با هزینه های سرسام آور، تحریم های گسترده و ایجاد مشکلات اقتصادی عدیده همراه شود پس در این بین وظیفه و هنر دستگاه دیپلماسی ما چه می باشد و البته ناگفته پیداست که این حرف به هیچ وجه به معنای کوتاه آمدن از حقوق به حق هسته ای نیست.

 طبق مطلب قبلی این وبلاگ این تحلیل غلط است.

عرصه اجرایی
 در عرصه اجرایی می توان به حمایت نزدیکان دولت احمدی نژاد از سعید جلیلی اشاره نمود. در همایش های، سعید جلیلی تعدادی از طرفداران، نزدیکان احمدی نژاد و اعضای سابق دولت حضور جدی داشتند. از جمله این افراد می توان به حمید رسایی و مهدی کوچک زاده (که به طرفداری از دولت در مجلس شورای اسلامی شهره هستند)، سید محمد حسینی(وزیر ارشاد اسلامی)، علیرضا علی احمدی( وزیر پیشین آموزش و پرورش) اشاره نمود.  

مهمترین آنها لنکرانی است و مواضع او در مقابل دولت فعلی خیلی مشخص است. تغییر موضع دادند پس قرابتی بین او و احمدی نژاد نیست.

از خاطرمان نرود که مرز بین افراد ذکر شده با مجموعه حلقه انحرافی نزدیک به رئیس جمهور چندان مشخص نیست و آنها هیچ وقت نخواستند خط و خطوط خود را با برخی افراد مسئله دار مشخص نمایند. به این موارد می توان به ساختن فیلم سعید جلیلی توسط شمقدریِ پسر اشاره نمود، در حالی که پدر او فیلم انتخاباتی احمدی نژاد را ساخته بود.  
چرا مشخص است. مثلا روزنامه 9 دی
نوع حمایت از جلیلی
حال سوالی که در این جا مطرح می شود نوع و چگونگی حمایت احتمالی دولت از سعید جلیلی می باشد. در این باره می توان به سه تاکتیک زیر اشاره نمود:
هنوز نتوانستید مسائل قبلی را اثبات کنید پس این تحلیل ها ارزشی ندارد.


حمایت علنی
 احتمال ورود مستقیم احمدی نژاد و حلقه اول نزدیک به وی (مشایی، بقایی، رحیمی و...) با توجه به فرصت اندک باقیمانده دشوار است گرچه به نظر می رسد خود دولت نیز چندان به علنی نمودن حمایت های خود در این زمینه رغبتی نداشته باشد.

در صورت بکارگیری این روش تیم جلیلی با مشکلات جدی روبه رو خواهد شد. در صورت حمایت علنی، جلیلی کاندیدای دولت لقب خواهد گرفت و  بالطبع باید جوابگوی مشکلات عدیده ایجاد شده در زمینه های اقتصادی، سیاست خارجی، فرهنگی و ...  توسط دولت باشد.

مشکل دیگری که حمایت علنی بوجود می آورد احتمال و ظن وجود ارتباط با حلقه انحرافی می باشد. امری که در این چند ساله خود جلیلی راجع به این قضیه موضع گیری نداشته؛ اما در روزهای اخیر که برخی او را منتسب به جریان مشایی دانستند تلاش نمود تا خود را از این اتهام مبرا نگه دارد.

حمایت موثر و خاموش
این تاکتیک در دو سطح  می تواند اتفاق بیفتد. در این روش حلقه اول دولتی ها چندان موضع گیری در قبال کاندیداها اتخاذ نمی کنند اما حمایت افراد و وزرای دولت از جلیلی به وضوح ادامه و شدت خواهد یافت. در این حالت دولت از طرفداران و افراد خود در سراسر کشور می خواهد که به ستادهای جلیلی کمک کنند و نیروهای خود را در تمامی استان ها برای پیروزی جلیلی بسیج نماید.
 
حمایت موثر و تخریبی
این نوع حمایت به شکلی خواهد بود که به جای کمک به کاندیدای مورد نظر، در روزهای آخر تاکتیک ضربه زدن به گزینه هایی انتخاباتی که همزمان بیشترین فاصله را با محمود احمدی نژاد دارند و احتمال رای آوری آنها نیز طبق نظرسنجی ها بالا می باشد، سرلوحه کار قرار می گیرد.

در این روش با تخریب، باعث ریزش آرای کاندیداهای اصلی می شود و سبب ساز شکسته شدن آرا یا انتقال رای به کاندیدای مورد حمایت دولت خواهد شد. تاکتیکی که محمود احمدی نژاد نشان داده در آن تبحر فوق العاده ای دارد و در سال های 84 و 88 از آن استفاده نمود. این اتفاقی بود که در جریان رقابت های انتخاباتی مجلس نهم نیز اتفاق افتاد.

این مشکل در بحث های عمومی بین مردم نیز خیلی زیاد است و حتی در سطح های بالا. بصیرت باقی می ماند ولی همه ی این نامزد ها خواهد رفت. بصیرت را نباید فدای هیچ یک از این افراد کرد و بخاطر حمایت کردن از کسی حرف خلاف حق را بیان کرد

/ 2 نظر / 67 بازدید
جواد

سلام نقد جالبی بود الف از اول خرداد به این ور حملات شدیدی به جلیلی می کنه خیلی دقیق مطالبش رو به چالش کشیده بودی خسته نباشی حق

سیدعلی

سلام نقد جالبی بود اما دو اشکال: 1.خیلی زود ولایتی رو حذف کردی ایشون در مورد مذاکرات چه فرمدند؟گفتند: حرف من این است که باید قدم به قدم پیش رفت. کاری که کردند نشان داد نمی‌خواهند کار پیش برود. اصولگرایی این نیست که شما در داخل طوری دیگر وانمود کنید، اما در خارج به شکل دیگری عمل کنید، اصولگرایی انعطاف ناپذیری نیست. در رابطه با مصالح ملی باید بتوانیم از دیپلماسی به نحو احسن استفاده کنیم. دیپلماسی معامله و تعامل است. سرسختی نشان دادن نیست. دیپلماسی بیانیه پشت میز خواندن نیست. یک نوع تعامل دو طرفه است و اگر این‌طور نبود، وضع ما به اینجا نمی رسید. جلیلی در پاسخ گفت: جلیلی افزود: نباید اخبار را تکه تکه بگوییم با مبنای غلط. ما در آلماتی گفتیم حاضریم گام‌های متقابل برداریم. هر قدر شما بیاید ما هم می‌آییم. اگر شما 25 کیلومتر جلوتر بیایید ما نیز 25 کیلومتر می‌آییم و اگر شما 100 قدم جلوتر بیایید، ما نیز 100 قدم جلوتر می‌آییم خب سوالم اینجاست که این دوتا چه تفاوتی با هم دارند؟ هردوتاشون مذاکره گام به گام رو بیان می کنند وهیچ فرقی ندارند؟ امتیاز بدهید ماهم امتیاز می دهیم خب این کجاش با اون تعریفی که شما از مقاومت می