قدم به قدم تا اصلح

قدم به قدم تا اصلح

برای ساده تر شدن انتخاب اصلح از گزینه حذف استفاده می کنیم. یعنی در ابتدا یک به یک گزینه ها را حذف می کنیم. سپس چند نفر آخر را با ملاک نقاط قوت و منفی رئیس جمهور قبلی می سنجیم و هر کدام که رتبه ی بیشتری آورد به عنوان گزینه ی اصلح مطرح می کنیم. البته به این علت از حذف کردن استفاده می کنیم که بعضی از ملاک ها هستند که از اصول و ارزش های انقلاب اسلامی اند و هر کس، در هر حد اندازه ای باشد از این اصول و ارزش ها عدول کند بدون هیچ بررسی دیگر در نقاط قوت او حذف خواهد شد. برای حذف گزینه، نامزد ها را در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی بررسی می کنیم.

حوزه ی سیاسی:

از اصول انقلاب اسلامی و اسلام مقاومت بر اصل دین وشریعت است یعنی اگر دین یک ملت در خطر باشد جان و مال را باید فدای آن بکند.[1] امروزه یکی از خط مقدم های سیاست خارجی مذاکرات هسته ای است. طبق فرمایشات مقام معظم رهبری( که در مطالب قبلی وبلاگ به آن ها اشاره شده است) در حوزه سیاست خارجی اصل، مقاومت  دربرابر حفظ حقوق ملت ایران است و مسئله ی هسته ای ربطی به تحریم ها ندارد. یعنی مسئله ی اصلی این بلکه بهانه است. اصل خواسته آنها وجود انقلاب اسلامی است. پس وقتی تحریم ها نخواهد بود که من انقلابی شیعه محو بشوم یا دینم را به آنها بفروشم. موید این نوع نگاه چند تجربه ساده است. 1- قضیه ی تعلیق هسته در سال 82 که به عهد شکنی طرف خارجی پی بردیم 2- شهادت مقام معظم رهبری: در هر برهه در مقابل دشمن انعطاف نشان دادیم آن ها گستاخ تر شدند 3- تحریم اقتصادی نوار غزه بی هیچ دلیلی 4- وجود تحریم ها قبل از مسائل هسته ای. به این می گویند گفتمان مقاومت که وام دار هیچ شخصی نیست. بنیان گذارش امام خمینی و سکاندار امروزش مقام معظم رهبری است. پس هر کس دم از سازش بزند یا این اصول را قبول ندارد یا تفکر سیاسی اش عقب مانده است. در هر دو صورت به درد ریاست جمهوری نمی خورد.

البته حوزه ی سیاسی فقط سیاست خارجی در حوزه هسته ای نیست اما برای روش حذفی مفید است. پس آقایان روحانی و ولایتی از گزینه ها حذف می شوند چرا که نه تنها از راه حل هایشان برای مسئله ی هسته ای غلط بود بلکه به نماینده ی این گفتمان یعنی آقای جلیلی و به تبع ایشان مقام معظم رهبری حمله کردند. آقای رضایی نیز در این جبهه قرار گرفت و ما را بدبین به خودشان کرد ولی در حدی نبود که بتوان بصورت کلی ایشان را حذف کنیم. آقای جلیلی چون مطابق این اصل رفتار می کنند و به شدت از آن دفاع می کنند از گزینه ها حذف نمی شوند.اما آقای قالیباف چون اظهار نظر بخصوصی در این رابطه نداشته اند نمره ممتنع از این قسمت می گیرند. نا گفته نماند که به سوال مهم آقای جلیلی در مناظره نیز هنوز به طور روشن جواب نداده اند.

حوزه ی اقتصادی:

چون بحث دقیقی است و خارج از تخصص باید استناد کنیم به اهل فن.

خبر گزاری فارس تحلیل و نقدی بر مواضع اقتصادی تمام کاندیدها تدوین کرده است که به نظر من دقیق است.

خبر گزاری فارس:

 محسن رضایی و وعده‌ها و راهکارهای فراوان 

برنامه آقای رضایی پر از وعده‏ها و راهکارهای فراوان در موضوعات فراوان است که این مساله، ایشان را از سایر نامزدها متمایز می‏سازد:

در اولین فرصت گرانی‏ها را مهار و اشتغال را برای جوانان و بانوان درست خواهم کرد. هر فرد 110 هزار تومان در طول یک ماه یارانه دریافت می‌کند. برای خرید مسکن 70 درصد تسهیلات پرداخته می‏شود. 23 میلیون تومان هدیه جهیزیه به صورت پرداخت به تولیدکنندگان داخلی را می‏پردازم. حقوق کارگران مطابق تورم تعیین و تکلیف کارکنان  قراردادی تعیین می‏شود. مناطق فدرال اقتصادی تشکیل می‏شوند. 5 میلیون کسب و کار خانگی برای بانوان و سالمندان ایجاد می‏کنیم. بانک مردم را ایجاد خواهم کرد که به مردم وام می‏دهد.

 صرف نظر از امکانپذیری و درست یا نادرست بودن این وعده‏ها، ارائه این تعداد وعده به مردم، عجیب بوده و حداقل آفت آن، افزایش انتظارات جامعه از دولت، آن هم در شرایط تحریم‏ توسط دولت‏های غربی است. در این میان برخی از وعده‏ها و راهکارهای ارائه شده نیز دارای اشتباهات سیاستگذاری هستند.

برای نمونه می‏توان به وام خرید مسکن اشاره کرد که این مساله، راه‏حل مناسبی برای رفع معضل مسکن در شهرهای بزرگ محسوب نمی‏شود. برای نمونه برای خرید یک خانه 80 متری در مناطق نسبتا جنوبی تهران به حداقل 250 میلیون تومان پول نیاز است. الان اینگونه است شاید ایشان این گران بودن مسکن را حل کنند اما حتما به این زودی امکان ندارد.

با فرض این‏که خانواده‏ای توان تامین 50 میلیون تومان از این مبلغ را داشته باشد، می‏بایست مابقی آن را از بانک وام بگیرد. حال سوال اصلی این است که این خانواده چگونه می‏خواهد بازپرداخت‏های سنگین این وام را بپردازد؟ آیا دریافت این وام تورم‏زا است یا ضدتورمی؟ و آیا اینکه با وجود محدودیت منابع، بهتر است با 200 میلیون تومان پول یک خانه خریده شود یا  2 تا  3 خانه ساخته شود؟ در مورد دیگر، ایجاد بانک مردم برای وام‏دهی به عموم، بسیار شبیه راهکار صندوق مهر دولت فعلی بوده که این نیز به فرض تامین منابع، روش درستی جهت حل مشکلات مردم نیست. در حقیقت راهبرد ارائه قرض‏الحسنه دولتی به مردم تنها در مسیر رفع نیازهای موردی آنان معنی می‏یابد و رفع نیازهای اصلی آنان مانند تامین مسکن و اشتغال با وام‏های خرد هرگز تحقق نخواهد یافت. تخصیص یارانه سبز نیز یکی دیگر از راهکارهای ارائه شده توسط آقای رضایی است: یارانه سبز به این معنا است که کشاورزی را از حالت سنتی به حالت پیشرفته تبدیل خواهم کرد و در واقع هر کس که بخواهد کشت خود را مکانیزه کند به او یارانه خواهم داد و هرکس که بخواهد کارخانه‌جات و دامداری خود را صنعتی کند به آنها یارانه می‌دهم. در این زمینه نیز هر چند این راهکار بهتر از شیوه فعلی و قبلی تخصیص یارانه‏ها است، اما باز نشان از این دارد که ایشان به مساله اصلی بخش تولید کشاورزی یعنی وجود پدیده خرده‏مالکی و تاثیر آن بر عملکرد پایین این بخش بی‏توجه بوده است. با این حال ایشان برای اهداف خود زمان تعیین نمی‏کند و معتقد است: من زمان تعیین نمی کنم و هر کسی هم که زمان تعیین کند، حرف پوپولیستی زده است. همچنین بخش اندکی از نظرات ایشان به صورت ریشه‏ یابی مسائل بیان گردیده است که شناسایی ریشه‏های گرانی موجود از منظر ایشان از آن جمله است: کسر بودجه دولت، حجم دولت، یارانه‌ها و مسکن مهر، تحریم‌های اقتصادی 5 موضوعی هستند که گرانی امروز را به وجود آورده‏اند.

به طور کلی 3 اشکال در حوزه ی اقتصاد بر ایشان وارد: 1- وعده محوری وراهکارهای بیان شده تضمینی برای انجامش نیست. اعتمادی به این راه کارها وجود ندارد. 2- این راه کار ها به نظر چنان ساده می آید که سوال دیگری را بر می انگیزد. احمدی نژاد و دولت نهم و دهم اینها را بلد نبود عملی کند؟ در حالی که احمدی نژاد استاد این نوع راه کار هاست که خیلی از آنها را در کشور اجرایی کرده است. پیشرفت خیلی خوبی کرده ایم ولی بیشتر در حاشیه بوده است نه در متن اقتصاد اسلامی. 3- دغدغه های هر کس در گفتار و تحلیل های او خیلی تاثیر می گذارد. راه حل اقتصاد کشور به طور کلی بر چند محور می چرخد؛ اقتصاد مقاومتی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و اصل 44. دغدغه های آقای رضایی شباهت زیادی به این ها ندارد. یعنی زیاد به فکر تمدن سازی اسلامی نیستند.

محمدباقر قالیباف و وعده ساماندهی دو ساله اقتصاد

آغاز نظرات اقتصادی آقای قالیباف با یک وعده بزرگ همراه است و هر چند ایشان ساماندهی کوتاه‏مدت اقتصاد را ممکن ندانسته و می‏گوید:

بنده این توان را ندارم که ظرف 100 روز در کشور ساماندهی انجام دهم. اما ساماندهی آن را در دو سال امکانپذیر می‏داند. برنامه‏ام این است که ظرف 2 سال اقتصاد را سامان داده و آرامش را به اقتصاد بازگردانم.

 این نوع نگاه ایشان می‏تواند حاوی یک نکته مثبت و یک نکته منفی است. نکته مثبت این شیوه وعده دادن، ایجاد آرامش روانی به مردم است که آنان وضعیت فعلی را دو سال تحمل کرده و پس از آن انتظار بهبود اقتصاد را داشته باشند. اما روی دیگر سکه می‏تواند نگاه نادرست مکانیکی به پدیده‏های اقتصادی و اجتماعی باشد. برای نمونه برای ساخت یک بنای بزرگ عمرانی که ساخت موارد مشابه آن بارها تجربه شده و ابعاد سخت‏افزاری آن نسبت به ابعاد نرم‏افزاری و اجتماعی آن بیشتر است، تعیین زمان امکانپذیر است که آن نیز به دلیل وجود برخی عدم قطعیت‏ها، الزاما در زمان مقرر به پایان نخواهد رسید. اما برای ساخت یک اقتصاد قدرتمند و پایدار ـ که تجربه آن در کشور بی‏همتا بوده ـ و در جامعه‏ای با پیچیدگی‏های گسترده فرهنگی و اجتماعی با محیط پیرامونی پر از عدم قطعیت‏ها همچون مساله تحریم، قیمت‏های جهانی و ...، تعیین زمان می‏تواند حاکی از ذهنیتی مکانیکی و نه اجتماعی به پدیده‏های اقتصادی باشد. این دیدگاه مکانیکی نمی‏تواند اقتصاد کشور را به سمت رشد پایدار هدایت نماید.

 همچنین در مورد مساله تحریم ایشان به بیان کلیاتی بسنده می‏کند: اقتصاد مقاومتی به معنی این است که آسیب‌پذیر و شکننده نباشد و این که اقتصاد باید مردمی باشد. اگر کاهش فروش نفت با تدبیر باشد، فرصت و اگر بدون تدبیر و برنامه باشد تهدید است. نباید تنها اتکاء به نفت داشت و باید در اقتصاد شفافیت باشد.

 اما با بررسی دیگر نظرات آقای قالیباف، حوزه‏های مهم و اولویت‏دار از دیدگاه ایشان بیشتر مشخص می‏شود. به نظر می‏رسد علاوه توجه ایشان به ثبات در تصمیمات، ایشان توجه ویژه‏ای به نظام تولید و توزیع و بخش مسکن دارد:

اقتصاد را از تصمیمات خلق‌الساعه نجات خواهیم داد. علاوه بر گرانی، بی ثباتی در گرانی هم مشکل بزرگی است. نقدینگی باید به سمت تولید هدایت شود. کاهش هزینه تولید به معنی کنترل قیمت خواهد بود. توجه ویژه به شبکه توزیع خواهیم داشت. سفته‌بازی را از جامعه جمع می‌کنیم. وقتی مسکن در کشور توسعه یابد مستقیما250 شغل ایجاد می‌کند و از این طریق بر حل معضل بی‏کاری نیز موثر است. تخصیص یارانه برای کالاهای اساسی و مسکن جزء اولویت‌های ما قرار دارد.

 با این حال آقای قالیباف در نظرات اظهار شده خود، کمتر به ارائه راهکار مشخصی پرداخته و نظرات خود را در قالب عبارات وعده‏مانند توضیح داده است. بخشی از این راهبردها‏ در دولت فعلی نیز تا حدی به منصه ظهور رسیده ولی به دلیل شیوه نادرست اجرا در عمل به حیف و میل منابع منجر شده است.

برای نمونه ایشان معتقد به «هدایت نقدینگی به سمت تولید» است که در طرح بنگاه‏های زودبازده نیز مورد نظر بوده است. اما اینکه آیا از دید ایشان هدایت نقدینگی می‏بایست به سمت چه بنگاه‏هایی اعم از بنگاه‏های موجود و یا نوپا، کوچک یا بزرگ، صنایع پیشرفته یا سنتی و ... باشد، و اساسی ‏تر از آن اینکه آیا اصولا مساله اصلی بنگاه‏های اقتصادی کمبود نقدینگی است و یا نامطلوب بودن خدمات مورد نیاز اعم از ارتقاء مدیریت، ارتقاء فناوری، کمک به بازاریابی و ... هنوز پرابهام است. از سوی دیگر در برنامه‏های منتشر شده در سایت رسمی انتخاباتی ایشان، انبوهی از راهبردها و اقدامات اساسی در زمینه‏های مختلف بدون وجود یک منظومه فکری قرار داده شده است که قرار دادن این تعداد راهبرد و اقدام مطرح در فضای فکری و اقتصادی کشور بدون گزینش از میان آنها، الزاما به معنای وجود یک برنامه منسجم نمی‏باشد.

به نظر من نقد هایی وارده به برنامه ی اقتصادی آقای قالیباف ضعیف است. فقط بعضی ابهامات وجود دارد که باید توضیح داده شود. 1- قضیه تکنوکرات بودن و عدالت بدون پیشرفت توضیع فقر است. این تفکرات غلط نزدیک به تفکرات آقای هاشمی است و مخالف نظرات مقام معظم رهبری است. به عبارت دیگر این تفکرات ریشه های اقتصاد غیر اسلامی است و در راستای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیست. البته این مسائل را نمی توان به ایشان بصورت یقینی نسبت داد زیرا تکنوکرات بودن را رد کردند. (ولی دومی را رد نکرده اند!)ولی ابهامی است که هنوز حل نشده و ایشان نیز زیاد توضیح نداده اند. 2- اشکال شماره 3 که در آقای رضایی مطرح شد، با دز کمتر به ایشان نیز وارد است.

سعید جلیلی و بیان نظرات اقتصادی در سه قالب

سعید جلیلی از معدود نامزدهایی بوده که تاکنون به ارائه هیچ وعده‏ای نپرداخته و به جای آن عمده نقطه نظرات اقتصادی خود را در سه قالب بیان فرمول‏های موفقیت، مساله‏ یابی موضوعات و ارائه راهبردها و راهکارهای موردی کرده است. ایشان عمده مباحث خود را حول بیان اصول موفقیت شکل داده است. برای نمونه ایشان یکی از اصلی‏ترین عوامل موفقیت و شکست دولت‏ها و سیاست‏ها را ساختار دولت می‏‏داند: موضوع اصلی، ساختار نادرست دولت است. ماشین دولت نمی‏تواند ما را با سرعت مورد نظر به مقصد برساند. باید آن را راه انداخت. اگر به ساختار اجرایی دولت نپردازیم، سیاست‏های خوب نیز در عمل موفق نخواهد شد. باید عدالت اصل باشد و حتی مقدمه‌ای بر پیشرفت. اما نه عدالت در لفظ بلکه عدالت ساختاری

همچنین شاه‏بیت سخنان ایشان آزادسازی ظرفیت‏های آحاد ملت با استفاده از گفتمان انقلاب اسلامی است و در این راستا فرمول صحیح را توجه به این مساله می‏داند: «عدم سنگ‏اندازی دولت در مسیر رشد مردم و علاوه بر آن کمک به آنان در مسیر تقویت و تسریع این رشد.»

 هر چند اصل این دیدگاه درست است اما باید به این نکته نیز توجه داشت که مساله مهم در آزادسازی ظرفیت‏های آحاد مردم، نحوه تحقق آن است. نکته ظریف در اینجا است که چگونه می‏توان ظرفیت‏های مردمی را در جهت نفع همگانی آزاد کرد که این مهم در نظرات آقای جلیلی و البته دیگر نامزدهای انتخابات مغفول است. همچنین ایشان برخی از گزاره‏های خود را در قالب مساله‏یابی موضوعات در مواردی چون عامل اصلی افزایش نقدینگی، مسائل اصلی بخش مسکن و نظام توزیع محصولات کشاورزی بیان می‏کند:

نزدیک به دو برابر نقدینگی که ما تحت عنوان هدفمندی یارانه ماهانه به هفتاد میلیون جمعیت در ماه می‏دهیم، دست شش نفر است که اینها در کار غیرتولیدی وارد شده‏اند. اگر این سرمایه به خوبی مدیریت و در جهت تولید هدایت شود، چه ظرفیت بزرگی شکوفا می‏شود. من مخالف جذب سرمایه‏گذاری نیستم و حتی آن را تشویق می‏کنم اما می خواهم بگویم قبل از آن، باید اولا سازوکاری داشته باشیم که سرمایه‏های موجود را به خوبی استفاده کند. در بحث مسکن باید دو سیاست اساسی دنبال شود که سیاست اول کمک به پاسخگویی به نیازهای واقعی در بخش مسکن و سیاست بعدی مدیریت فعالیت‏هایی است که تحت عنوان بورس بازی در حوزه مسکن انجام می شود. در زمینه ارائه راهبردها نیز هر چند جلیلی بیشتر به اصلاح برنامه‏های قبلی معتقد بوده و می‏گوید: نقطه عزیمت و شروع کار ما اسناد بالادستی است و اینکه: یکی از مشکلات داشتن برنامه توسط نامزدها و اینکه هر رئیس‏جمهور جدیدی می‏خواهد بدون توجه به سایر اسناد و قوانین ایده‏های خود را عملی سازد.

اما با این حال راهبردها و راهکارهایی را در زمینه‏های اقتصاد مقاومتی و مبارزه ساختاری با فساد اقتصادی مطرح می‏کند. برای نمونه ایشان به راهکار «تقاطع اطلاعات» برای مبارزه ساختاری با مفاسد اقتصادی اشاره کرده و می‏گوید: «باید سامانه‌های اقتصادی همچون پرتال ارزی و سامانه‌ای که تمام اطلاعات اقتصادی از گمرک و اسناد و ... در آن است هماهنگ و تجمیع شود و در یک سازوکار مشخص قرار گیرد.» و یا در مورد اقتصاد مقاومتی و حمایت از تولید نگاه محدودیت واردات کالاهای غیرضرور و توسعه صادرات کالاهای داخلی را داشته و راهبردهای ذیل را مطرح می‏کند: باید از واردات کالاهای غیر ضروری با پول نفت جلوگیری و کالاهای اساسی را که می‏توان در داخل ساخت، تولید نماییم. نباید اجازه بدهیم کالاهای خارجی غیرضرور از طریق قاچاق وارد شده و یا از طریق رسانه‏های داخلی تبلیغ گردند. حمایت از تولید باید هدفمند و زمان‏دار باشد یعنی باید معلوم باشد که اگر می‏خواهیم از صنعت خودرو حمایت کنیم، این حمایت با چه هدفی و در چه بازه زمانی است؟ اگر حمایت از تولید هدفمند باشد و موجب پیشرفت بشود به طوری که بتواند در بازارهای داخل و خارج رقابت کند، این حمایت حتما مثبت است.

به نظر  راه حل ها و تفکرات سعید جلیلی در حوزه ی اقتصاد بسیار دقیق است. یعنی شعار هایی می دهد که در صورت اجرا مدینه فاضله ایجاد می شود. زیرا به نظر تفکرات او بر مبنای اسلام ناب است و به راه حل هایی که مقام معظم رهبری در باره اقتصاد داده اند بسیار اعتقاد دارد. مثل اقتصاد مقاومتی. حال در اینجا دو نکته است که باید بیان کرد: 1- انتقاد اصلی به ایشان در  نحوه ی اجرا و توانایی داشتن او در این حیطه است. بعضی تلقی شان این است که ایشان نمی تواند در حالی در واقع این طور نیست بلکه انتقاد دقیقتر این است که آقای جلیلی نمی دانیم که شما این را می توانید اجرا کنید یا نه؟ یعنی در حالت شک هستیم نه یقین بر عدم امکان اجرایی شدن از طرف ایشان. تحقیقاتی که من در این رابطه کرده ام برای خودم ظن قوی ایجاد شده است که ایشان می توان این بار را تحمل کند. اگر به فعالیت هایی که در شورای عالی امنیت ملی کرده اند توجه کنیم مسئله روشن می شود. این اطلاعت در سایت ایشان به وفور وجود دارد. ولی بحث اینکه آیا ایشان قدرت اجراییشان بیشتر است یا دیگران بحث دیگری است مه به نظرم نمی شود در این مورد به نتیجه ی خاصی رسید. و 2- مسئله ی دیگر مقایسه تفکرات اقتصادی سه نامزد موجود است. به نظرم جلیلی یک سرو گردن بالاتر است. اگر به شعار های ایشان دقت شود ریشه یابی مسائل و مشکلات اقتصادی کشور است و راه حل های به نظر کلی او نیز ریشه ای تر از کاندیدا های دیگر است. برای حل این مباحث بهترین راه حل مراجعه به سایت ایشان است. جزوه های قوی در این باره از ایشان تهیه شده است. 3- وعده محور نبودن آقای جلیلی در حوزه ی اقتصادی خیلی قابل توجه است. از این مورد من بوی تقوا استشمام می کنم. یعنی این روند اخلاق مدارانه است. 4- یکی از نقاط قوت مطرح کردن فرهنگ اقتصادی است. یعنی رابطه ی قوی بین فرهنگ جامعه با اقتصاد آن. این از ارزش ها واصول اسلام است. تاکید براین مسئله نقطه ی مثبت ایشان است.

در آخر من این نتیجه را می خواهم بگیرم که اگر آقای قالیباف یا آقای جلیلی رئیس جمهور شوند نگرانی زیادی درباره ی بهبود وضعیت کنونی اقتصاد ندارم. ولی در بلند مدت برای تدوین و اجرایی شدن الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، آقای جلیلی یک سر و گردن بالاتر از آقای قالیباف می دانم.

 

حوزه ی فرهنگ

بی شک هر نامزدی که برنامه ی فرهنگی او دغدغه ی اساسی در فهنگ اجرایی شدن اسلام در جامعه باشد بهتر از دیگر کاندیدا ها است. که این سه کاندیدا این محور را دارند. اما کدام یک قوی تر است؟ به نظرم به دلیلی نزدیکی آقای جلیلی به مباحث دینی ایشان قوی تر از دیگران هستند. شاید یکی بگوید دیگر کاندیدا ها تیم فرهنگی قوی دارند. این خوب است ولی چه بهتر خود رئیس جمهور همینطور باشد که بعدا بخاطر نبود تخصص رئیس جمهور در این زمینه به مشکل بر نخوریم. البته دو نکته باید اینجا عرض کنم: 1- آقای رضایی که می آید دلیل عدم فرهنگ در جامعه را اقتصاد می داند را قبول ندارم چون کلیت ندارد بلکه تاثیر اجرایی کردن مولفه های فرهنگ اسلامی در جامعه بر اقتصاد بسیار بیشتر است از تاثیر اقتصاد بر فرهنگ. پس مقاومت اصحاب پیامبر در شعب ابی طالب چگونه امکان پیدا کرد( درحالی که ما امروز در شعب ابی طالب نیستیم. در بدر و خیبریم.). یعنی این نگاهی که آقای رضایی دارد به نظرشان ما در شعب ابی طالبیم که خلاف فرمایش آقا است.( البته بطور یقینی این را نسبت نمی دهم.)2- از برنامه فرهنگی آقای قالیباف زیاد اطلاع ندارم. اما خود ایشان را در حد جلیلی نمی بینم.

سه نکته درباره ی برنامه سعید جلیلی که نقطه ی مثبت ایشان است و بنده به شدت به آنها اعتقاد دارم: 1- انسنجام مراکز فرهنگی تحت یک سیستم واحد یعنی ما نیاز داریم که مراکز فرهنگیمان به هم اتصال داشته باشت=ند تا موازی کاری نشود و زیر اهداف معینی حرکت کنند. 2- میدان دادن به هنرمندان انقلابی برای صدور انقلاب و ترویج مفاهیم اسلامی در داخل و خارج کشور 3- تاکید بر حمایت سه مرکز اصلی فرهنگی در کشور که در صورت آزاد سازی ظرفیت آنها شاهد تحول عظیمی در حوزه فرهنگ می شویم که البته مغفول مانده است: مادر، معلم، مسجد

مسئله آخرکه از این حوزه ها بسیار مهمتر سات ولایت پذیری. که عملکرد آقای جلیلی بهتر از دیگران می باشد هم در اظهارات و هم در برنامه هسته ای. بعضی اشکالات نیز به دیگر دوستان در این مسئله وجود دارد. مثل هماهنگ نبودن با حضرت آقا در حمایت از دولت نهم ودهم. و پر رنگتر کردن نقاط منفی کشور نسبت به نقاط مثبت.

 این نکته را هم در نظر بگیرید چرا دشمنان اسلام و انقلاب بیشتر از دیگر کاندیداها به جلیلی حمله می کنند؟

با این مباحث که مطرح شد به نظرم سعید جلیلی اصلح است.

 


[1] ( احادیث زیادی در این مورد داریم. مراجعه شود به کتاب سلوک عاشورایی آیت الله مجتبی تهرانی  کتاب امر به معروف و نهی از منکر. احادیثی در این باره در این کتاب موجود است.)

/ 3 نظر / 39 بازدید
دختری به نام صبر

این خیلی طولانیه [نیشخند] خلاصش رو بنویسید خبرم کنید بیام بخونم [زبان]

جواد

نه سازش نه تسلیم یار جلیلی هستیم تبریک عرض می کنم که بعد مدتها مطالعه تونستی اصلحت رو پیدا کنی به امید پیروزی دکتر سعید جلیلی

هادی

هم متنش خیلی درازه و هم فنتش جوریه که چشم آدمو درد میاره ولی به هر حال رای من قالیبافه