نقد و بررسی خودمانی توافق هسته ای

23 تیر بود که خبر های به نتیجه رسیدن ماراتن مذاکرات به گوش ها رسید . در اوایل تحلیل خاصی نداشتم.منتظر بودم ببینم چه اتفاقی می افتد.افراد و گروه های مختلف چه دیدگاه هایی دارند. مخالفان و موافقان چه خواهند گفت. این انتظار با تعجب هم همراه بود. چرا که امیدی به موفقیت مذاکرات نداشتم. مخالفان و منتقدان همان حرف های قبلی را می گفتند. امتیازات زیادی داده اند و امتیازاتی که بدست آورده اند کم است. از خطوط قرمز رهبری عبور کرده اند. بازرسی ها نامتعارف را قبول کرده اید . لغو تحریم ها در حاله ای از ابهام است . بازرسی های نظامی را پذیرفته اید. تضمین برای اجرای تعهدات از سوی غرب کم است. ابهامات و بند های خطرناکی در متن برجام وجود دارد و ... . وموافقان مسائلی چون: لغو تحریم ها با سازکاری معین، حفظ دستاورد های هسته تا اندازه ی معقول ، حفظ تحقیق و توسعه هسته ای برای کشور و ... . اما یک چیز بسیار حائز اهمیت تر از دستاورد های دیگر مطرح می شد و آن هم عادی سازی و توسعه روابط بین ایران و غرب بود و به عبارت دیگر کاهش تنش ها و دعوا های خود ساخته و باز شدن باب گفتگو ها درمباحث سیاسی فرهنگی اجتماعی اقتصادی و ... . همان چیزی که آقای روحانی در سخنرانی بعد از توافق گفت به این مضمون که این اول کار است و روابط ما در همین سطح باقی نخواهد ماند. و همان که موگرینی گفت، این توافق و گفتگو پایان کار با ایران نیست. و سخنانی که محمد هاشمی به زیبایی هر چه تمام تر گفت ،از همه مهمتر این بود که تابوی مذاکره با آمریکا و غرب در این کشور شکست چرا که سی سال بود کسی نمی توانست در باره ی آن حرف بزند. تاکیدات که ظریف در مصاحبه های خود داشت، تنش های خود ساخته را باید از بین ببریم. و از طرف دیگر ناراحتی بعضی کشور های منطقه مخصوصا عربستان.عربستان از همین مسئله می ترسد. ایران در گذشته با وجود این تنش های بسیار با غرب در در منطقه بسیار تاثیر گذار بود حالا با کم کردن تنش های خود با آمریکا جای عربستان را در منطقه خواهد گرفت و عربستانی ها مثل ترکیه نیستند که بتواند ایران قدرتمند تر را در منطقه تحمل کند و با او رقابت و همزیستی متقابل داشته باشد. بند بن سلطان جدیدا از اباما انتقاد کرده است که با این توافق میلیارد ها دلار می خواهید به ایران بدهید در حالی ایران به تروریسم در سوریه و جاهای دیگر کمک می کند. شما تعبیر کنید علیه عربستان و آمریکا. از طرف دیگر خوشحالی بعضی از تحلیلگران اقتصادی داخلی و خارجی بسیار قابل توجه است. ایران با عادی سازی روابط خود درهای بسته شده به بازار جهانی خود را باز خواهد کرد. بازاری که تشنه است. به تعبیر یکی از این کارشناسان، ایران بعد از فروپاشی شوروی بزرگترین بازار 80 میلیونی است که به بازار جهانی خواهد پیوست. از ایران نیز پالس های مثبت بسیاری صادر می شود. درست است که اذعان دارند لغو تحریم ها و روابط اقتصادی جدید تاثیر سریعی بر اقتصاد ایران نخواهد داشت ولی باید فکر آینده را کرد. 30 میلیارد دلار آزاد شدن پول های بلوکه شده ایران با سرمایه گذاری های خارجی جدید در ایران به کمبود 400 میلیارد دلاری اقتصاد این کشور کمک شایانی خواهد کرد. نتیجه ای که می شود گرفت موافقان به خود توافق به ما هو توافق نگاه نمی کنند و حرف حسابشان این است که باید آینده و لازمه های این توافق را دید شاید الان امتیازات زیادی داده ایم ولی در آینده خبر های بهتری خواهیم شنید. مثل دو فامیل که بخاطر دعواها و کینه های گذشته از همدیگر فاصله گرفته اند ولی امروز به خاطر شرایط خاص و احتیاج شدید آنها به یکدیگر دست دوستی به هم می دهند و به همدیگر پیام مخفی و با واسطه می فرستند که حاضرند با هم آشتی کنند. دولت روحانی نیز به این مهم تا به حد مطلوبی رسیده است. حتی امید به حاصل شدن توافق کم بود. فعلا روزگار به وفق مراد دلواپسان نیست. چرا که قدرت دیپلماسی ایران و جریان های چپ مدرن و سازندگی با تجربه های گذشته خود توانستند یک کار تدریجی و حساب شده را انجام دهند. این مذاکرات شبیه به مذاکرات دوران اصلاحات نیست. این جریان، این بار خیلی حساب شده عمل کردند و بهتر است بگوییم تلاش چند ساله هاشمی فعلا خوب جواب داده است. از لحاظ افکار عمومی جامعه نیز با حصول این توافق موفق به نظر می آید چرا خبر های لغو تحریم ها، برگشت پول های ایران و سرمایه گذاری خارجی در این با صدای بلند به گوش می رسد(البته اگر طرف مقابل به این زودی دبه نکند). اگر هسته ای بهانه هم باشد این بهانه را روحانی بسیار بهتر حل کرده است و توانسته است میلیارد ها دلاررا  به کشور از لحاظ حقوقی برگرداند و حقوق هسته ای را با قبول محدودیت ها و بازرسی ها به دنیا بقبولاند و تحریم ها را بصورت قانونی و حقوقی لغو کند و این حتما از برق برنده ای هست. ایران بدون اقتصاد مقاومتی و نبود تحریم بهتر از ایران بدون اقتصاد مقاومتی و وجود تحریم است. جریان راست تا نتواند اقتصاد مقاومتی را عملی کند انتقاد از توافق هسته ای اش چندان توفیقی ندارد. توافق هسته بد هم باشد از وضعیت بدتر گذشته بهتر است. اما...

اما  مسئله مورد سوال این که این خوشبینی زیاد موافقان درست و واقعی است یا نه؟ برای جواب به این سوال باید دیدگاه دست اندر کاران و سران این مذاکرات را بازنگری کرد. دو احتمال می توان متصور شد:

  1.  جریان چپ معتقد است که انقلابی گری نه در آن حد - به قول خودشان - افراطی اش بلکه به تعریف خاص خودشان با تعاملِ با دنیا امکان جمع دارد. یعنی می توان هم دین را با تمام احکام و معارف آن داشت و هم با دنیا مخصوصا قدرت های جهان تعاملی سازنده داشت و تنش های را تا حد زیادی کاهش داد و روابط به گونه ای باشد که دو همکار و شریک هر چند کینه ای هستند ولی به خاطر منافع همدیگر می توانند همدیگر را تحمل کنند. به قول هاشمی "انقلابی گری کله شگی نیست". بلکه به تعبیر ما زیرکی است. دولت و طیف هاشمی نیز همین را داد می زنند که می شود و ما می توانیم و تا اینجا و این مرحله توانسته ایم که انقلابی گری خود را حفظ کنیم و در کنار آن تعامل سازنده و مطلوبی با دنیا داشته باشیم. مثل همه کشورهای جهان که با وجود تفاوت منافع و افکار و عقائدشان باهمدیگر تعاملات سازنده ای دارند هر چند تنش هایی هم باشد. حرف حساب است اگر بتوان تنش ها را کاهش داد چرا نباید آن را کاهش بدهیم؟مگر هزینه درست کردن برای انقلاب بدون اینکه فایده خاصی داشته باشد درست است؟  و از همین باب است که به مطرح کردن بحث هلوکاست توسط احمدی نژاد سخت انتقاد می کنند. به عبارت دیگر تنش واقعی را باید با تنش های خود ساخته جدا کنیم سعی کنیم که تنش خود ساخته نداشته باشیم و با تنش های واقعی بسازیم تا هم تعامل سازنده داشته باشیم و هم آرمان هایمان را حفظ کنیم.
  2. چپی ها و طیف هاشمی می دانند وآگاه هستند که نمی توان انقلابی گری به معنای واقعی آن و آرمان های انقلاب را با تعامل سازنده و بدون دردسر یک جا جمع کرد. یا این یا آن. مانعه الجمع هستند. یعنی نمی توان تنش های واقعی باشد و بتوان تعامل سازنده داشت ولی در عمل یک راه میانه ای را انتخاب می کنند. بخاطر اینکه بتوان تعامل سازنده داشت هر چند نتوان دوست واقعی و صمیمی شد، باید دز آرمان های خود را کاهش دهیم و به حداقل راضی شویم. یعنی اسلام حداقلی. اگر بخواهیم با حسن ظن نگاه کنیم باید این گونه تفسیر کنیم که وضعیت شعب ابی طالب است، نباید شمشیر کشید. تقیه باید کرد وگرنه همان اسلام حداقلی را هم نداریم. با نگاه بدبینانه باید گفت که در اصل نگاهشان به اسلام همین گونه است. اسلام حداکثری در اولویت نیست. اسلام، رحمانیش خوب است. بدبینانه تر از این بعضی از اصلاحطلبان رادیکار مطرح می کنند نفی دین و کنار گذاشتن آن است.

به هر حال رویکرد عملی دولت روحانی و طیف هاشمی بر این است که از مسئله هسته ای و چالش اقتصادی و سیاسی پیش آمده از آن استفاده کنند به اهداف و دیدگاه مد نظر خود برسند.

اگر دومین احتمال را به طیف هاشمی نسبت بدهیم خوش بینی آنها خیلی خوب است. مثل اینکه ما به خط مقدم زده بودیم و دشمن به شدت ما را محاصره کرده است . در این جاست که باید گفت عزیزم کله شگی در نیاور. قیچی می شویم . باید عقب نشینی کنیم. توافق خوبی حاصل شده است. فقط این دعوا می ماند که وقت صلح حسنی است یا عاشورای حسینی، در وضعیت خیبر هستیم یا شعب ابی طالب.

اگراحتمال اول را انتخاب بکنیم، در جواب سوال آیا این خوشبینی به توافق درست است یا نه باید گفت: تنش های واقعی جمهوری اسلامی ایران با طرف غربی واقعا چیست؟ اگر قبول کنیم که مسئله هسته ای تنشی خود ساخته بود آیا در ادامه این تعاملات که به گفته دو طرف مذاکره کننده به این مسئله خلاصه نخواهد شد، درباره ی تنش های واقعی مذاکره خواهد شد؟ اگر ما هم بخواهیم آرمان های خود را حفظ کنیم و هم تعامل فراگیر داشته باشیم آیا دولت های غربی رضایت خواهند داد که ما با پول ها و امتیازات اقتصادی که آنها که به ایران داده اند انقلاب خود را صادر کنیم و در دنیا حرف از استکبار ستیزی بزنیم؟ تنش های خود ساخته را هر چقدر کم کنیم باز یک روز نوبت به تنش های واقعی خواهد رسید. بالاخره طرف های غربی از این فعالیت های ما احساس خطر خواهند کرد و ما نمی توانیم آنها را با استدلال های منطقی خود آنها راضی کنیم که این فعالیت ها به شما آسیبی نمی رساند چرا که آرمان های انقلاب علیه آنهاست. جالب است یک بار از طیف آقای هاشمی بپرسیم که اگر روزی سر میز مذاکره حرف از حزب الله لبنان و به رسمیت شناختن اسرائیل به میان آمد چه پاسخ باید بدهیم و با چه ترفند دیپلماتیکی باید این تنش را از بین برد؟ شاید بتوان آن را کاهش داد ولی نمی شود آن را از بین برد. با کسی که می خواهد بر دنیا سروی کند چگونه می توان تعامل سازنده داشت؟ اگر چین یا روسیه یا آلمان و بعضی کشور های اروپایی بودند که روحیه استکبار هنوز ندارند یا بروز نداده اند این گونه برخورد مطلوب است ولی اگر آمریکا شیطان بزرگ است قابل جمع نیست.

در نتیجه نمی توان زیاد به آینده و لوازم این توافق خوشبین بود بالاخره در نقطه ای این دو قدرت باهم شاخ به شاخ خواهند شد.

/ 0 نظر / 53 بازدید