نگاهی بهتر از ماه عسل

نگاهی بهتر از ماه عسل

برنامه خوبی بود و از خیلی برنامه های تلویزیون آموزنده تر واقع شد. می گفت زندگی را طوری دیگر نگاه کنیم. امید و تلاش شاه کلید بود. آب حیات را در نگاه خشک ما به زندگی جریان می داد. می گفت نظام حاکم بر زندگی شما فرمول هایش متفاوت تر از آن چیزی است که فکر می کنید. چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. می گفت زندگی را طوری دیگر نگاه کنیم. اما این نگاه جهت گیریش کجاست؟

به قول آقای علی خانی اینجا سوپر استار هایی را می آوریم که خیلی وقت ها دیده نمی شوند. اما نگاه زیبای آنها به زندگی (نگاهی پر از امید که خیلی ها به آن نیاز دارند) چه جهت گیری دارد؟ سوال نا مفهومی اما خیلی مهم. این سوال شاید با سوال دیگر مشخص بشود. آیا نهایت پیشرفت انسان در زیبا نگری به زندگی در همین حد است که در مقابل هجمه های دنیای مادی روشی مادی را (حتی با کمک ماوراء ماده یعنی خدا باری تعالی ) برگزیند و آن را شکست دهد؟

این دو مسئله را خوب تصویر کنید. مادر شهیدی پیش حضرت امام می رود و عکس های پسران شهیدش را یکی یکی به ایشان نشان می دهد. در این حین، امام اشک هایشان جاری می شود. مادر شهید بعد از دیدن این صحنه عکس ها را از جلوی امام جمع می کند و می گوید: پسران را به جنگ فرستادم تا اشک های شما را نبینم... او یک مادر است با نگاهی عجیب. مادری را می بینیم که فرزندی چند ماهه را از بهزیستی گرفته است. چهار سال با او هم دم بوده و بعد از این چهار سال مشخص می شود که او معلول است اما حاضر نیست او را به بهزیستی برگرداند بلکه به علت محبت مادری او در صندلی چرخدار بزرگ می کند. این ها مادرانی فداکارند که الحق و الانصاف اجری بسیار نزد خداوند دارند. اما آیا جهت گیری این دو مادر یکی بوده است؟ اگر به سوال بعدی جواب بدهیم شاید بتوانیم سوال قبلی را تصور کنیم. چه فرقی بین مادری که فرزند سالمش را به تیغ دشمن می سپارد که کسی دیگری اشک نریزد با مادری که قلب فرزند مرگ مغزی شده اش را -یعنی فرزندی از دست رفته- به دیگری می بخشد، وجود دارد؟ چه فرقی بین مردی که تلاش می کند که صدای بسیار زشت خود را زیبا کند و موفق می شود و یا زنی که با سرطان خود مبارزه می کند و موفق می شود و یا پسری که با وجود مشکلات مالی می خواهد ادامه تحصیل بدهد و موفق می شود یا پدری که فداکاری می کند و جان دخترانش را نجات می دهد با پدری که فرزندش، شبیهتر کس به پیامبر را به زیر تیغ دشمن می برد؟ اگر از آن مادران عزیز بپرسیم که هدفتان چه بود چه پاسخ می دهند؟ مطمئنم مادر شهید خواهد گفت فقط به خاطر رضای خدا. ولی نمی دانم که مادر فداکار دیگر چه خواهد گفت اما دلیل تکوینی آن را شاید بشود تشخیص داد. این مادر به این دلیل که فطرت پاک انسانی خود را آلوده نکرده است این عمل را می تواند انجام دهد و این واکنش از انسانی که عاطفه در آن سر بریده نشده بسیار طبیعی است. بله در این دوره زمانه این انسان ها شاید کم پیدا شوند اما طبیعت انسان این را ایجاب می کرد. اما مادر شهید و پدر شهید خلاف عاطفه مادر و پدری عمل می کند و این غیر طبیعی است.

این دو نگاه در این روزگار عجیب است ولی بنی بشر نمی تواند با فرمول هایی که بلد است واکنش مادر و پدر شهید را توجیه کند. پس فداکاری ها می تواند جهت گیری های متفاوتی داشته باشد. نمی توانند « زندگی زیبا است اما شهادت زیبا تر» معنا کنند. و نمی توانند توجیه کنند که چرا باید امام حسین در گودال قتلگاه به حمد و ستایش الهی بپردازد و بگوید رضاً برضائک و تسلیما لامرک. اما تلاش ها برای شکست دنیا برای دنیا شاید اینقدر سخت نباشد.

اصل کلام؛ فداکاری ها و تلاش ها نیز می تواند با نگاه های گوناگونی همراه باشد. آنها که اهل فداکاری و تلاش نیستند که خیلی عقب مانده اند. گاهی نگاه به هدف عالی انسانیت است و گاهی هدف بسیار عالی تری وجود دارد و آن هم رضایت الهی است. حساب و کتاب نگاه دوم خیلی پیچیده تر است. مادری که نگاه دوم را دارد برای قودال قتلگاه پسرش همیشه گریان است اما بخاطر رضای الهی با واسطه، گلوی پسرش را می بوسد و او را برای قربانی شدن برای خدا همراهی می کند. آیا مادر فداکار با نگاه اول می تواند این کار را بکند؟ نمی دانم... پس جهت گیری ها متفاوت است!

چند نکته را باید متذکر باشیم .

1-    وقتی فرق این دو نگاه را می بینیم نباید بخاطر وجود نگاه برتر، نگاه دیگر را ذم کنیم. بحث بین خوب خوبتر بود. دوستانی که در فضای تبلیغی و فرهنگی فعالیت می کنند نه تنها نباید آن را ذم کنند بلکه باید به این نوع فداکاری و تلاش و نگاه امید وارانه تشویق کنند.

2-    ماه عسل از این جهت مورد نقد است که وقتی این نوع حرکت های انسانی را به یاد ها می آورد، امید می دهد و می گوید زندگی زیباست؛ نباید شدت آن را آنقدر بالا ببرد که نگاه برتر و زیباتر به حاشیه برود. تمام این مادر ها فداکارند اما باید یادمان باشد که الگوی اصلی و برتر زینب کبری و فاطمه زهرا علیهما السلام هستند.

3-    تصور نشود که گفته شده تمام مهمانان برنامه ماه عسل نگاه اول را داشتند. نیت خوانی که بلد نیستیم.

4-    خیلی هایمان هستیم که نگاه برتر را الگو قرار دادیم اما حتی به اندازه نگاه اول هم نتوانستیم عمل کنیم. گناه ما بیشتر است. می دانستیم و به هیچ کدام نرسیدم ولی شاید آن مادری که نمی دانست به همان چیز که باید می رسید رسید، زیرا که لایکلف الله نفسا الا وسعها.

5-    شاید مثلهای که برای نگاه اول آورده شد قابل مناقشه باشد ولی اصل بحث در نوع نگاه است.

 

/ 4 نظر / 32 بازدید
احسان

سلام برادر دیدی بالأخره اومدم خوندم؟[نیشخند] نقد جالبی کردی ولی فک کنم روحیه فداکاری یکیه فقط عقیده ها متفاوته باید نگاه ها تغییر کنه و باورهای اسلام واقعی نهادینه بشه عالی بود یاعلی[گل]

بابک

یا علی

معراج امین

سلام. یه سری هم به کلبه ی ما سر بزنین

ایمیلتو نداشتم و اما جواب: سلام رفیق امین من. وقتی شنیدم امام صادق به اون شیعه ها گفته بود که آیا اون قدر به هم اعتماد دارید که از کیسه ی هم خرج کنید؟ اگر آنها اعتمادشان به هم آنقدر بود امام با آنها قیام می کرد و چهره ی اسلام به طور دیگری می شد. من وقتی بین رفقایم حساب کردم دیدم تو و من همینطوریم. بعدش برای مصاحبه ی حوزه با هم رفتیم قم هی... چه روزها و چه آرزو هایی ولی جور دیگر برایمان تقدیر زدند دلتنگی ات را با تمام عمق دل کوچکم می فهمم اصلن هر وقت تو دلتنگی دل ما سخت برایت می گیرد شاید برای همین است که الان بی هوا سراغ وبلاگم آمده ام دعا کن برایم که برایت دعا ها حواله کرده ام چون شیخ ما گفت: دعا کنید برای هم که مستجاب است